ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
60
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ميان مردم تقسيم شد . مردم شهر به آسايش و خوشى رسيدند . خطبهاى هم كه هميشه بنام الآمر به احكام اللّه ، خليفه مصر ، خوانده مىشد ، همچنين سكهاى كه به نام او مىزدند تغييرى نكرد . امير مسعود نامهاى به امير الجيوش افضل به مصر فرستاد و نوشت : « هر وقت از مصر كسى براى اين شهر تعيين گردد كه بر آن حكومت كند و از مصالح و منافع مردم دفاع نمايد ، من شهر را تسليم او خواهم كرد . » ضمنا در خواست نمود كه ناوگان مصر كمكهاى نظامى و ساير مساعدتهايى را كه به مردم صور مىكردند ، قطع نسازند . امير الجيوش افضل از دريافت اين نامه خرسند شد و از امير مسعود سپاسگزارى كرد . او را مورد ستايش قرار داد و رأى او را در كارى كه مىكرد پسنديد و ناوگانى را تجهيز كرد و به صور فرستاد و وضع مردم صور را بهبود بخشيد و سر و سامان داد . روابط مصر و صور تا سال 516 هجرى به همين منوال بود . در سال 516 ، پس از كشته شدن امير الجيوش افضل ، بنا بر روش معمول ، باز هم كشتىهائى از مصر به صور رفت . ولى اين بار به فرماندهء ناوگان دستور دادند امير مسعود را كه از طرف طغتگين در صور حكومت مىكند ، به حيله فريب دهد و غافلگير كند و بازداشت نمايد و شهر را به تصرف خود در آورد . علت اتخاذ اين تصميم آن بود كه مردم صور از دست امير مسعود به خليفهء مصر الآمر به احكام اللّه شكايت بسيار كرده بودند كه با مردم ناسازگارى مىكند و به آنان سخت ميگيرد و ستم روا مىدارد . دستورى كه داده بودند به مرحلهء اجرا در آمد . ناوگان مصر به صور رفت و در ساحل شهر لنگر انداخت . امير مسعود براى سلام به فرماندهء ناوگان از شهر بيرون آمد و همين كه در كشتى مخصوص فرمانده وارد شد ، فرماندهء ناوگان او را بازداشت